حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

207

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

و حيره جايز نيست . دستخط ابى عامر عبدرى را كه به شعبى اسناد داده بود ، خواندم كه در آن اسحاق بن بشير ابو حذيفه چنين گفته بود : خالد بن وليد از حيره حركت كرد و نزد صلوبا فرمانرواى بانقيا و سميا اقامت كرد و صلوبا هزار درهم به خالد داد و او در مقابل ، امان‌نامه‌اى براى آنها نوشت كه تاكنون معروف است . گويد هنگامى كه خالد در بانقيا و در كرانهء فرات فرود آمد ، از شب تا صبح با وى نبرد كردند و ضرار بن ازور اسدى در اين باره چنين سروده است : در بانقيا خواب به چشمم نيايد و هر كس رنجهايى را كه من در جنگ با انقيا متحمل شدم ، تجربه كند ، هرگز خواب به چشمانش راه نمىيابد « 1 » . چون مردم توان جنگيدن با وى نداشتند ، تقاضاى صلح كردند ، خالد نيز با آنها صلح كرد و امان‌نامه‌اى بدين مضمون براى آنها نوشت : « به نام خداوند بخشاينده مهربان ، اين امان‌نامه‌اى از خالد بن وليد به صلوبا بن بصبهرى است كه در كرانه فرات سكونت دارد . تو با پرداخت جزيه‌اى معادل هزار درهم از جانب خود ، همسايگان و اهالى روستايت بانقيا و سميا ، از كشته شدن در امان هستيد . ما اين را از شما پذيرفتيم و مسلمانان همراه من نيز رضايت دارند و تو در امان خدا ، حضرت محمد ( ص ) و مسلمانان هستى ، گواهان اين امان‌نامه هشام بن وليد ، جرير بن عبد اللّه بن ابى عوف و سعيد بن عمرو بودند و در سال سيزدهم ه . ق نوشته شد » . بنابر روايتى اين امان‌نامه در سال دوازدهم ه . ق نوشته شد . بداة : نام ناحيه‌اى در حومهء كوفه است . برئه : محلّى در اطراف كوفه است كه در روايات نيز از آن ذكرى به ميان آمده است . بردان : در كوفه قرار دارد و منزل و برة بن رومانس در آن‌جا بوده است . هشام گويد : او و برة الاصغر بن رومانس بن معقل بن محاسن بن عمرو بن عبدود بن عوف بن كنانة بن عوف بن عذرة بن زيد لات بن رفيدة بن ثور بن كلب بن وبره و برادر مادرى نعمان بن منذر

--> ( 1 ) - ارقت ببانقيا و من يلق مثل ما * لقيت ببانقيا من الحرب يأرق